قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3192
تاريخ الفي ( فارسى )
را به وى رجوع نمايد . اتّفاقا ، در وقتى كه فرستاده به رى رسيد ، امير اينانج بيمار بود . در جواب سليمانشاه نوشت كه « تأخير من از ملازمت بنابر بيمارى بود . ان شاء اللّه چون از بيمارى شفا يابم با لشكر فراوان به ملازمت مىرسم . » و چون اين خبر به شرف الدّين رسيد ، دانست كه سليمانشاه در فكر برانداختن اوست بنابراين ، وى پيشدستى نموده امرا را بتمامهم طلبيد و با هريك سوگند ياد كرد كه با يكديگر در عزل و خلع ملك و قتل اين ناپاك سفاك متفق باشند . و چون ايشان متّفق شدند ، روز ديگر شرف الدّين طرح ضيافتى انداخت « 1 » و سليمانشاه را با جميع امرا به خانهء خود طلبيد . سليمانشاه را از غرورى كه داشت ، كجا به خاطر مىرسيد كه كسى او را تواند گرفت ؟ القصّه چون سليمانشاه به منزل شرف الدّين درآمد ، به صحبت شراب مشغول شد . شرف الدّين فى الحال ، او را محبوس گردانيد و جميع مصاحبان « 2 » و ندماى او را با مسخرهها به قتل رسانيد . و بعضى گويند كه مسخرهها را پيش از ضيافت به بهانهء انتظام امور ملكى كشته بود . على اىّ حال چون سليمانشاه را گرفت ، بعد از آن به اندك روز او را به قتل رسانيد . و در قتل وى اختلاف كردهاند . بعضى گويند كه زهرش دادند ، و بعضى را گمان آن است كه چلّهء كمان در حلقش كرده هلاكش كردند . و چون سليمانشاه كشته شد ، شرف الدّين بهاتّفاق امرا و اعيان دولت كس پيش امير ايلدگز فرستاده - كه صاحب ارانيه و اكثر بلاد آذربايجان بود - كه ارسلانشاه بن طغرل را به همدان فرستد كه او را بر سرير سلطنت نشانند . و اين امير ايلدگز ، اصل ، غلامان زرخريد سلطان مسعود بود . و سلطان مسعود او را تربيت كرده به جايى رسانيد كه ايالت و ولايت ارّان و بعضى از بلاد آذربايجان به او تفويض فرمود . و چون بعد از آن به اندك روز در ميان سلاطين سلجوقيه با يكديگر منازعات و مخاصمات واقع شد ، امير ايلدگز همان ولايت خود را نگاه داشته ، با رعايا آنچنان سلوك مىكرد كه همه آرزوى خوشحالى او را مىخواستند . رفتهرفته كار امير ايلدگز به جايى رسيد كه مادر ارسلانشاه را بعد از فوت ملك طغرل خواست و از وى فرزندان قابل و شجاع شد : پهلوان محمّد ، قزل ارسلان و عثمان . القصّه ، چون فرستادهء شرف الدّين و ساير امرا به ايلدگز رسيد ، مضمون طلب ارسلانشاه با وى در ميان آوردند . امير ايلدگز اين معنى را از جمله نعمتهاى غيرمتوقّعه دانسته ، در ساعت زياده از بيست هزار سوار جرّار بههم رسانيد و بهاتّفاق ارسلانشاه متوجّه همدان شد . و چون
--> ( 1 ) . به بهانهء آشتى شرف الدّين و سليمانشاه . ( 2 ) . از جمله ابن القاسم محمّد بن عبد العزيز حامدى ، وزير سليمانشاه .